آسیب‌های استفاده از مقایسه ناقص و غلط در مقاله‌های علمی

۱۳۹۷-۳-۷ ۱۶:۲۶:۱۲ +۰۰:۰۰ ۱۳۹۷/۰۳/۰۷|آموزش ها|بدون ديدگاه

رسالت نویسنده انتقال دقیق و روشن اطلاعات به خواننده است. نویسندگان آکادمیک معمولاً برای نشان دادن اهمیت یافته‌های‌شان یا توصیف میزان تغییرات از مقایسه استفاده می‌کنند.اما پژوهشگران باید دقت کنند که استفاده از مقایسه ناقص و غلط در مقاله‌های علمی می‌تواند مشکلاتی را برای خوانندگان ایجاد کند. در واقع مقایسه درک موضوعات را آسان‌تر و بافتار متن را معنادارتر می‌کند، اما اگر مقایسه ناقص باشد، مخاطب سردرگم‌ خواهد شد.

برای درک بیشتر موضوع با نیتیو پیپر همراه باشید. برای شروع آموزش این بخش ابتدا به جمله‌های زیر نگاهی بیندازید:

I ate more.a

این جمله سوالاتی را برای ما ایجاد می‌کند. نویسنده برای مقایسه با چه چیزی از more استفاده کرده است؟

من از چه چیزی بیشتر می‌خورم؟

I ate more than what?a

 من از چه کسی بیشتر می‌خورم؟

I ate more than who?a

 من از چه زمانی بیشتر می‌خورم؟

I ate more than when?a

 دلیل ابهام این است که تنها یک چیز برای مقایسه دارد: میزانی که می‌خورم

 “the amount that I ate.a

این مشکل را می‌توانیم با افزودن اطلاعات بیشتر حل کنیم: عنصر دوم مقایسه. مقایسه‌ی کامل دست کم باید دو موضوع یا ایده برای مقایسه داشته باشد.

در مثال‌های زیر، ابهام فوق برطرف شده است:

I ate more than he did. (What I ate vs. what he ate)

I ate more than a hungry elephant. (What I ate vs. what a hungry elephant eats)

I ate more than I did yesterday. (What I ate today vs. what I ate yesterday)

چگونه مشکل استفاده از مقایسه ناقص و غلط در مقاله‌های علمی را برطرف کنیم؟

در چند جمله‌ی زیر، مشاهده می‌کنید که مخاطب بر اثر مقایسه‌ی ناقص اهمیت نوشته‌ی شما را درک نخواهد کرد. به مثال‌ زیر توجه کنید. آیا می‌توانید خطای آن را بیابید؟

Even women who negotiated their salaries still earned less.a

این یافته‌ها مهم‌اند. با این حال، شیوه‌ی نگارش جمله به نوعی است که خواننده نمی‌تواند گستردگی مشکل تبعیض درآمدی زنان را درک کند. زن‌ها نسبت به چه کسانی درآمد کمتری دارند؟ نسبت به چه سطحی درآمد کمتری دارند؟

Even women who negotiated their salaries still earned less than men of the same rank and experience who didn’t.a

با افزودن اطلاعات بیشتر، شیوه‌ای را در اختیار خواننده قرار می‌دهیم که با کمک آن بتواند وزن یافته‌های‌مان را درک کند. به مثال دیگری نگاه می‌کنیم:

The local government promised to spend 15% more on welfare.a

در نگاه اول، جمله درست به نظر می‌رسد. پانزده درصد بیشتر. رقم بالایی است! آیا کافی است؟

The local government promised to spend 15% more on welfare than it had the previous year.a

The local government promised to spend 15% more on welfare than on new office supplies.a

The local government promised to spend 15% more on welfare than the federal government did.a

این مثال‌ها مساله‌ی جمله‌ی اول را روشن می‌کنند: برای آگاهی از اینکه دولت وعده‌ی افزایش چه میزان بودجه‌ای را داده است، اطلاعات کافی وجود ندارد. دولت محلی وعده داده که ۱۵ درصد بیشتر هزینه خواهد کرد، اما ۱۵ درصد بیش از چه میزانی؟ میزان پول وعده‌ داده‌ شده با توجه به یکی از سه جمله‌ی بالا دچار تغییر می‌شود، با اینکه در هر کدام از موارد قرار است ۱۵ درصد افزایش صورت گیرد. بدون عنصر دوم، معنای واقعی حمله مغفول می‌ماند.

بیایید به جمله‌ی دیگری نگاه کنیم. آیا می‌توانید مشکل جمله را بیابید؟

Researchers found that Danish people liked fish more than Japanese people.a

مطمئن نیستید که مشکل کجاست؟ در ادامه، سرنخ‌هایی را برای پیدا کردن مشکل می‌یابید.

Researchers found that Danish people liked fish more than Japanese people, with 56% of Danes ranking “fish” number 1 on their top ten list of favorite things as compared to just 13% Japanese.a

Researchers found that Danish people liked fish more than Japanese people did, with the average Dane consuming 1.5 kg of fish per day and the average Japanese citizen consuming just .7 kg per day.a

مشکل را پیدا کردید؟ با اینکه معنای جمله زیر ظاهراً روشن است

” Researchers found that Danish people liked fish more than Japanese people”

اما، در واقع، مقایسه به صورت ناقص انجام شده است. با حذف کردن did از پایان جمله، مشخص نیست که آیا پژوهشگران میزان علاقه‌ی دانمارکی‌ها را به آیتم‌های مختلف سنجیده‌اند  یا ترجیحات غذایی ژاپن و دانمارک را با هم مقایسه کرده است؟

این مثال نکته‌ی مهمی را روشن می‌کند. با اینکه مقایسه کردن درک جمله را ساده‌تر می‌کند، اما باید مطمئن شویم که مقایسه کامل است و برای شفاف‌سازی، نیازی به افزودن اطلاعات بیشتری نباشد. زمانی که یافته‌های‌تان را توضیح می‌دهید یا زمینه را برای تبیین استدلال‌های‌تان آماده می‌کند، مقایسه‌ی شفاف به شما اجازه می‌دهد تا بار معنایی را تقویت کنید و خواننده را به سمت پیام‌تان هدایت کنید.

زمانی که مقایسه‌ای انجام می‌دهید، باید دو معیار را کنترل کنید تا ابهامی برای خواننده ایجاد نشود. ابتدا، جمله شامل چند عنصر می‌شود؟ دوم، آیا ساختار گرامریِ جمله مشخص می‌کند که چه عناصری با هم مقایسه شده‌اند؟ مراقب باشید که عناصر مقایسه‌شده شفاف باشند و مطمئن شوید واژه‌های که برای درک جمله حیاتی‌اند از قلم نیفتاده باشند.

اکنون که با روش اجتناب از این خطای رایج آشنا شدید، راه‌تان برای تبدیل شدن به یک نویسنده‎ی خوب هموارتر شده است. اکنون می‌توانید دقیقاً آنچه را در ذهن‌تان است منتقل کنید. آیا مقایسه‌ی ناقص مانع از پیشرفت‌تان در نگارش شده است؟ برای اجتناب از این اشکالات رایج چه راهکاری را دنبال می‌کنید؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید!

ثبت ديدگاه